خرید بک لینک

به همسر گفتم .. یه گلگی ِِ کوچیک کردم .. برگشته میگه برای خودمون و احساسم نیاز دارم برم پیش یه متخصص و مشاور .. استقبال کردم ، اما ته دلم بهم برخورد .. یعنی چی احساسم؟ .. بعد از چهار ماه و بعد از کلی اعصاب خوردی های من اینُ میگه؟ .. ولش کن .. بیام منطقی نگاه کنم .. شاید اون هم همین احساساتِ من رو داره؟ اما خب دلیل احساساتِ من، رفتارهای خودش ِِ .. رفتارهایی که هنوزم با یادآوریش مشکل دارم و هنوزم هضمشون نکردم .. اما من که سعی دارم تغییر کنم .. شاید بی محلی هام یکم سردش کرده .. که اگر برا اینِ پس بهتر ِِ که همین الان بره پی زندگیش ، چون هیچ زنی همیشه سرحال نیست .. مخصوصا وقتی که شوهر ِِ خوبی نداره ..من دارم تلاش میکنم و حس میکنم اگر همسر هم تلاش کنه مشکلاتمون حل میشه .. ولی اگر اهل تلاش نیست ، امیدوارم زودتر بره پی زندگیش !

× شاید از حرفها و خاطرات ِِ اون روزها بگم و اینجا بنویسم

⚠ یکشنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۶ 23:23 زُ. |

برچسب: نویسنده: طاها احمدپور تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 19:33

صفحه بندی