همسر تو بد شرایطی مونده بود .. رفته بود بانک برای کارهایِ وامِ ازدواج و ساعت 12 زنگ میزنه که مدارک رو برو کپی بزن و بعدش بیار .. من هم گفتم نه و شدیدا ناراحت شد. هم پاهام درد میکرد ، هم هوا گرم بود و هم اینکه پولهام رو مامان با خودش برده بود و یه یک ریالی هم نداشتم که بتونم کرایه بدم یا هزینه کپی رو بدم .. اما طبقِ معمول غرورم نذاشت که به همسر بگم پول ندارم .. اونم ناراحت شد و قطع کرد و قهر کرد و نیومد دنبالِ مدارک .. حالا ایندفعه مقصر منم .. هرچند باید مدارک رو آماده میکرد و بعد میرفت دنبال کارهای بانکی ، اما حالا که نبرد و نشد بیاد ببره و منم نتونستم ببرم ، باید بهش توضیح میدادم که دلیلِ نیومدنم کمک نکردن بهش نیست .. چرا انقدر مغرور و خنگ میشم؟
× ساق پاهام از دیشب درد میکنه .. نمیدونم علتش چیه
× آش بسیار خوشمزه ای شد ، میخواستم زنگ بزنم همسر بیاد ولی قهر بود ، نمیشد :)))
× من درست بشو نیستم -_-
برچسب:
نویسنده: طاها احمدپور